Olho Negro

(声をあげて抗え 定めを振り切るように (koe wo agete aragae sadame wo furikiru you ni

چرا وبلاگ؟

  • ۱۳:۱۶

پیدایش پدیده عجیب و غریب اینترنت: شروع سبک جدیدی از ارتباط و در ادامه شروع سبک جدیدی از زندگی...

با چند کلیک وارد دنیایی جدید شدیم و اولین ورود برای اعتیادی به درازای تمام عمر کافی بود.

از مزایای جدید که به زندگی اضافه شد نگم که تحولی عجیب تو دنیای کوچک و محدودمون بود که به یک آن ما رو به دنیایی عظیم تر با ارتباط های وسیع تر متصل کرد...

*اینترنت

*دایل آپ (D:) : هنوز صدای پدرم و به یاد میارم که وقتی میفهمید تلفن اشغاله چیجوری داد میزد که باز تو اینترنتید??!!! D: (چقدر اذیتشون میکردیما)

صدای دایل آپ اولین تپش های قلب زندگی جدیدمون بود همون قدر لذت بخش که مادری اولین تپش های قلب نوزادشو میشنوه...

*فیسبوک: (نداشتم) برای خیلیا عجیب ترین ارتباطشون با افراد جدید بود اونم برای دختر و پسرای کشور ما که ارتباط کمی با هم داشتن

*یاهو مسنجر: لعنتی تو چی بودی D:

*چت روم: یه زمانی تو زندگی، بیشترمون این تو زندگی کردیم D:

.

.

کم کم رنگ ها عوض شد... ارتباطا میخواستن جور دیگه ای وارد زندگیمون بشن که راحت تر و سریع تر باشن.

+وایبر،لاین،واتس اپ،توئیتر،اینستاگرام،پینترست،حتی یوتیوب و فیسبوک موبایل و خیلی شبکه های دیگه....

میخواستن ارتباط ها سریع تر و در دسترس تر بشه برامون. ولی میدونی ما همون دنیای ساده قدیمی رو ترجیح میدادیم.

ما هنوز وبلاگ هامون و داشتیم. درسته چن وقتی خاک خوردن ولی همه فهمیدیم که سادگی و صمیمیت تو وبلاگا رو هیچ جای دیگه نمیشه پیدا کرد. شاید جاهای دیگه آدما سعی داشتن اون چیزی که نیستن و جلوه بدن، با هزار تا برنامه خودشون و ادیت کنن و هزارتا دروغ بگن برای محبوبیت ولی ما ترجیح دادیم بمونیم تا وبلاگ نویسا رو ببینیم...

کسایی که با این که عکساشون و نمیدیدیم ولی افکارشون ما رو جذب میکرد. بدون هیچ ادیت و دروغی.

اینجا هرکی خودش بود حتی اگه کسی دوسش نداشته باشه.

برگشتم چون میدیدم آدمای هیچ جا به اندازه وبلاگ نویسا صادق و دوس داشتنی نیستن.

برگشتم تا بنویسم ... نوشته های طولانی توی وبلاگ که افکار مشوشم و آروم میکرد و به کپشن کوتاه و با احتیاط نوشته شده اینستاگرام یا چند کلمه کوتاه و محدود توئیتر یا کانالای تلگرام که حرفای ما توش مخاطب نداشت نفروختم...

وبلاگ و از بین این همه پیشرفت تکنولوژی و ارتباطاتات برای ارتباط با آدمای دوس داشتنی مث شما انتخاب کردم:)

#چالش #رادیوبلاگی_ها

این هم پست من برای چالش رادیو بلاگی ها (اومدم من وبلاگ نویسم من زنده ام و بنویسم یهو این شد D:)

نمیدونم کی و دعوت کنم چون زیاد نمیشناسمتون و نمیدونم کی شرکت میکنه اگه بهش بگم (دو نفرتون شرکت کنید لطفاچشمک)

.

.

آسمونم آبیه با کلی ابر پنبه ای خوشگل :)

اگه آهنگ بود "دنیا دیگه مق تو نداره" بنیامین D:

  • ۷۳
ناصر رسولی
عالی بود
ممنون😊❤
خانوم میم
من اینترنت دایل آپ استفاده نکردم تاحالا ولی همیشه وبلاگ نویسی رو دوست داشتم و دوست داشتم وبلاگ داشته باشم ولی اون سالها بلد نبود این شد ک یک ساله وبلاگ تشکیل دادم و کاملا حرفاتو قبول دارم . فضای وبلاگ با هیچکدوم از برنامه های مجازی دیگه قابل مقایسه نیست .*_*
منم موقع دایل آپ خیلی کوچیک بودم
وبلاگ بهترینه :)
دیوانه ...
اوه اوه اینترنت سیمی :| -___-
دیوونم کرده بود
پریز تلفنمون اون سر خونه بود ۱۰ متر سیم تلفن خریده بودم :|
صداش لامصب وقتی متصل میشد وااای -_____-
🤣
حوا ...
آسمونت همیشه آبی ^_^
ممنون عزیزم😊❤
حوا بانو
خیلیم عالی و خال خوب کن ؛)
😊❤
behzad mim
پرچم بلاگر ها بالاست!
هرچند در اوایل تا یاد گرفتیم دسته گل هایی به آب دادیم...
ولی خب .....راستی روز بلاگر نداریم؟
این چالش هم به مناسبت روز وبلاگ نویسی بوده
عبداله رضوی
عالی...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
جایی برای بیرون کشیدن تکه نخ هایی از درون مغزمان
بلکم گره ها باز شود
بلکم خالی شویم از دغدغه های چونان موریانه زندگی که وجودمان را از درون میپوسانند
.
ترجمه توضیح زیر عنوان: صدات و برای مخالفت در برابر شکستن در مقابل سرنوشتت بالا ببر :)
"عکسم و برندارید روش آیدی هم زدم که دیگه واقعا برندارید"
Designed By Erfan Powered by Bayan