Olho Negro

(声をあげて抗え 定めを振り切るように (koe wo agete aragae sadame wo furikiru you ni

تو از چی میترسی؟

  • ۰۲:۰۸
اول ترس های بقیه رو بشنوید

من خودم از آینده میترسم 1.از این که اونی که میخوام نشم و یه آدم بی ثمر و یا حتی باعث شرمساری خودم بشم

2.و یه ترس همیشگی هم دارم و اون ترس از ادامه پیدا کردن این همه ظلم در حق هم نوعامونه

3.من حدودا همه ترسای تو اون وویس و دارم :( (اینم خودش ترسناکه)

.

شما چی؟؟؟

  • ۱۲۱
arefeh sgh
1.اینکه جوری بچرخه زندگیم که مجبور شم از چیزایی که میخوام، کوتاه بیام و به کم ش بسنده کنم :)
2.خانوادم دیگه نباشن :)
3.الوده بمیرم :)
4.بدون فهم و شعور بمیرم :)

اینــــا به ذهنم میاد :)

ترس های منطقی ایه
Bکمـپلــ ـکس ؛)
بگم برام‌موج منفی داره
واسه همین دوست ندارم بگم:))
پس نگو :)
دیوانه ...
مرگ ؟!
ترس داره؟
من واسه این از مرگ میترسم که به هیچ جا نرسم و همه چی حیف بشه
کلنگ سرسخت
از این می ترسم که روز آخر عمرم بفهمم کلا اشتباه زندگی کردم و اصلا نباید این مسیر فعلی رو میومدم!
واقعا ترسناکه :/
کلنگ سرسخت
واقعا هم ترسناکه!
حوا بانو
از تنها موندن و تنها موندن و تنها موندن :(
آدما اونقدر هم ارزشمند نیستن که از نبودنشون بترسی خدا رو داریم دیگه :)
آقای خیال
۱. خدا
۲. از فراموش شدن : (
خدا ترس نداره که این همه مهربونه
حوا بانو
درسته, خدا رو داریم ؛)
😉
آقای خیال
ما از هر کی که خیلی مهربونه می ترسیم :D
:(
behzad mim
از چی میترسم؟
از روزهای تنهایی
و در حسرت...
و تک و تنها مانده
و منتظر مرگ در تنهایی.....
و شرمنده درگاه حق....
پیش خودت شرمنه نباشی پیش خدا شرمنده نیستی قطعا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
جایی برای بیرون کشیدن تکه نخ هایی از درون مغزمان
بلکم گره ها باز شود
بلکم خالی شویم از دغدغه های چونان موریانه زندگی که وجودمان را از درون میپوسانند
.
ترجمه توضیح زیر عنوان: صدات و برای مخالفت در برابر شکستن در مقابل سرنوشتت بالا ببر :)
"عکسم و برندارید روش آیدی هم زدم که دیگه واقعا برندارید"
Designed By Erfan Powered by Bayan